loading...

وبلاگ راديو كودك

اين وبلاگ بازتاب دهنده مطالب وب سايت راديو كودك است

بازدید : 236
11 زمان : 1399:2

دختر زيبايي به نام شهرزاد از وقتي به دنيا اومد نمي تونست درست راه برود
در هنگام به دنيا اومدنش عضله پاش صدمه ديده بود و دكتر ها هم دير فهميده بودند
بخاطر همين شهرزاد خانم خيلي سريع نمي تونست راه بره
سريع بدوئه، در ورزش هاي خاصي شركت كنه، يا حتي با بچه ها بتونه خوب بازي كنه
هميشه در بازي با بچه ها كنار مي شست و نگاهشون مي كرد
يه روزي با اصرار مادرش تصميم گرفت كه با بچه ها بازي كنه اما خيلي سريع برگشت و گفت
به دليل اينكه اون ها سريع بازي مي كنند من نمي تونم پا به پاشون بازي كنم
بخاطر همين مي ترسم بازي شون رو خراب كنم
مامان شهرزاد تصميم گرفت شهرزاد رو به هر روز به پارك ببره و
سعي كنه بچه هايي كه بازي هاي خيلي پر جنب و جوش انجام نمي دن رو پيدا كنه
و شهرزاد رو تشويق كنه كه با اون ها بازي كنه
اولين روزي كه با شهرزاد رفتن پارك اتفاق جالبي افتاد
شهرزاد خيلي سريع تونست با بچه هايي كه تاپ و سرسره بازي مي كردن دوست بشه
و باهاشون بازي كنه
روزهاي بعدي كه به پارك رفتن شهرزاد تونست بازي هاي ديگري هم با بچه ها انجام بده
بازي هايي مثل گرگم به هوا، لي لي و ...
تو راه برگشت به خانه مامان شهرزاد بهش گفت
با اينكه شهرزاد بخاطر پاهايش نميتونه يه سري از بازي ها و فعاليت ها رو انجام بده
اما اون بايد بتونه فعاليت هاي مناسب خودش رو پيدا كنه و انجامشون بده
ما به دلايل مختلف كه دست خودمون نيست (مثل همين پاي تو) نمي تونيم همه كارهاي دلخواهمان را انجام بديم
اما نبايد از كارهايي كه مي توانيم انجام بديم صرف نظر كنيم
تو نميتوني سريع بدوي اما ميتوني بازي هاي زيادي انجام بدي كه نياز به دويدن سريع ندارن
ما هيچ وقت نبايد خودمون رو از اون چيزي كه به ما لذت ميده و باهاش خوشحاليم، محروم كنيم.

داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كودكانه

داستان هاي كودكانه

دختر زيبايي به نام شهرزاد از وقتي به دنيا اومد نمي تونست درست راه برود
در هنگام به دنيا اومدنش عضله پاش صدمه ديده بود و دكتر ها هم دير فهميده بودند
بخاطر همين شهرزاد خانم خيلي سريع نمي تونست راه بره
سريع بدوئه، در ورزش هاي خاصي شركت كنه، يا حتي با بچه ها بتونه خوب بازي كنه
هميشه در بازي با بچه ها كنار مي شست و نگاهشون مي كرد
يه روزي با اصرار مادرش تصميم گرفت كه با بچه ها بازي كنه اما خيلي سريع برگشت و گفت
به دليل اينكه اون ها سريع بازي مي كنند من نمي تونم پا به پاشون بازي كنم
بخاطر همين مي ترسم بازي شون رو خراب كنم
مامان شهرزاد تصميم گرفت شهرزاد رو به هر روز به پارك ببره و
سعي كنه بچه هايي كه بازي هاي خيلي پر جنب و جوش انجام نمي دن رو پيدا كنه
و شهرزاد رو تشويق كنه كه با اون ها بازي كنه
اولين روزي كه با شهرزاد رفتن پارك اتفاق جالبي افتاد
شهرزاد خيلي سريع تونست با بچه هايي كه تاپ و سرسره بازي مي كردن دوست بشه
و باهاشون بازي كنه
روزهاي بعدي كه به پارك رفتن شهرزاد تونست بازي هاي ديگري هم با بچه ها انجام بده
بازي هايي مثل گرگم به هوا، لي لي و ...
تو راه برگشت به خانه مامان شهرزاد بهش گفت
با اينكه شهرزاد بخاطر پاهايش نميتونه يه سري از بازي ها و فعاليت ها رو انجام بده
اما اون بايد بتونه فعاليت هاي مناسب خودش رو پيدا كنه و انجامشون بده
ما به دلايل مختلف كه دست خودمون نيست (مثل همين پاي تو) نمي تونيم همه كارهاي دلخواهمان را انجام بديم
اما نبايد از كارهايي كه مي توانيم انجام بديم صرف نظر كنيم
تو نميتوني سريع بدوي اما ميتوني بازي هاي زيادي انجام بدي كه نياز به دويدن سريع ندارن
ما هيچ وقت نبايد خودمون رو از اون چيزي كه به ما لذت ميده و باهاش خوشحاليم، محروم كنيم.

داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كودكانه

داستان هاي كودكانه

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 38

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 387
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 209
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 143
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 357
  • بازدید ماه : 588
  • بازدید سال : 976
  • بازدید کلی : 124775
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی