loading...

وبلاگ راديو كودك

اين وبلاگ بازتاب دهنده مطالب وب سايت راديو كودك است

بازدید : 200
11 زمان : 1399:2

هر مسواكي در دنيا با دندان هاي يه نفر دوست كه هر روز حداقل ۱ بار همديگر رو مي بينند.
مسواك و دندان ها هميشه تو طول روز با هم صحبت مي كنند. مسواك ها به دندان ها از غذاهايي كه صاحبشان خورده مي گن و ازش ميخوان كه حسابي تميزشون كنه.
اما يك مسواك بود كه هيچ دوست دنداني اي نداشت.
يعني اصلا مال كسي نبود و هيچ كس ازش استفاده نمي كرد.
هميشه صبح ها و شب ها مي ديد كه مسواك هاي ديگه براي تميز كردن دوستان دنداني شون استفاده مي شدند.
اما اين مسواك هميشه تنها بود.
تا يه روز ديگه خسته شد و تصميم گرفت اونجا رو ترك كنه و دنبال يه صاحب جديد بگرده
اما وقتي خواست از جاش بيرون بياد
مسواك هاي ديگه ازش پرسيدن: كجا مي خواي بري مسواك كوچولو؟
مسواك كوچولو گفت: همه شما دوست هاي زيادي داريد، كه همشون دندان هاي تميزي هستند، شما هر روز آن ها را مي بينيد اما من دوستي ندارم و تنها هستم
مسواك هاي ديگر بهش گفتند: مسواك كوچولو، تو مسواك يه نوزاد هستي، نوزاد ها كه دندان ندارند، اگر كمي صبر كني و دنياي هاي نوزاد تو در بياد ميتوني هر روز بري اون ها رو ببيني و تميزشون كني
مسواك كوچولو تازه فهميد كه قراره به زودي با يه نوزاد جديد دوست بشه و دندان هاش رو تميز كنه
بخاطر همين خيلي خوشحال و شاد برگشت سرجاش.
مسواك كوچولو روزشماري مي كرد كه هرچه سريع تر ني ني دندان هاش در بياد كه بتونه سريع تر دوستانش رو ببينه

داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كودكانه

داستان هاي كودكانه

هر مسواكي در دنيا با دندان هاي يه نفر دوست كه هر روز حداقل ۱ بار همديگر رو مي بينند.
مسواك و دندان ها هميشه تو طول روز با هم صحبت مي كنند. مسواك ها به دندان ها از غذاهايي كه صاحبشان خورده مي گن و ازش ميخوان كه حسابي تميزشون كنه.
اما يك مسواك بود كه هيچ دوست دنداني اي نداشت.
يعني اصلا مال كسي نبود و هيچ كس ازش استفاده نمي كرد.
هميشه صبح ها و شب ها مي ديد كه مسواك هاي ديگه براي تميز كردن دوستان دنداني شون استفاده مي شدند.
اما اين مسواك هميشه تنها بود.
تا يه روز ديگه خسته شد و تصميم گرفت اونجا رو ترك كنه و دنبال يه صاحب جديد بگرده
اما وقتي خواست از جاش بيرون بياد
مسواك هاي ديگه ازش پرسيدن: كجا مي خواي بري مسواك كوچولو؟
مسواك كوچولو گفت: همه شما دوست هاي زيادي داريد، كه همشون دندان هاي تميزي هستند، شما هر روز آن ها را مي بينيد اما من دوستي ندارم و تنها هستم
مسواك هاي ديگر بهش گفتند: مسواك كوچولو، تو مسواك يه نوزاد هستي، نوزاد ها كه دندان ندارند، اگر كمي صبر كني و دنياي هاي نوزاد تو در بياد ميتوني هر روز بري اون ها رو ببيني و تميزشون كني
مسواك كوچولو تازه فهميد كه قراره به زودي با يه نوزاد جديد دوست بشه و دندان هاش رو تميز كنه
بخاطر همين خيلي خوشحال و شاد برگشت سرجاش.
مسواك كوچولو روزشماري مي كرد كه هرچه سريع تر ني ني دندان هاش در بياد كه بتونه سريع تر دوستانش رو ببينه

داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كوتاه كودكانه

خلاصه داستان كودكانه

داستان هاي كودكانه

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 38

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 387
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 222
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 143
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 370
  • بازدید ماه : 601
  • بازدید سال : 989
  • بازدید کلی : 124788
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی