هر مسواكي در دنيا با دندان هاي يه نفر دوست كه هر روز حداقل ۱ بار همديگر رو مي بينند.
مسواك و دندان ها هميشه تو طول روز با هم صحبت مي كنند. مسواك ها به دندان ها از غذاهايي كه صاحبشان خورده مي گن و ازش ميخوان كه حسابي تميزشون كنه.
اما يك مسواك بود كه هيچ دوست دنداني اي نداشت.
يعني اصلا مال كسي نبود و هيچ كس ازش استفاده نمي كرد.
هميشه صبح ها و شب ها مي ديد كه مسواك هاي ديگه براي تميز كردن دوستان دنداني شون استفاده مي شدند.
اما اين مسواك هميشه تنها بود.
تا يه روز ديگه خسته شد و تصميم گرفت اونجا رو ترك كنه و دنبال يه صاحب جديد بگرده
اما وقتي خواست از جاش بيرون بياد
مسواك هاي ديگه ازش پرسيدن: كجا مي خواي بري مسواك كوچولو؟
مسواك كوچولو گفت: همه شما دوست هاي زيادي داريد، كه همشون دندان هاي تميزي هستند، شما هر روز آن ها را مي بينيد اما من دوستي ندارم و تنها هستم
مسواك هاي ديگر بهش گفتند: مسواك كوچولو، تو مسواك يه نوزاد هستي، نوزاد ها كه دندان ندارند، اگر كمي صبر كني و دنياي هاي نوزاد تو در بياد ميتوني هر روز بري اون ها رو ببيني و تميزشون كني
مسواك كوچولو تازه فهميد كه قراره به زودي با يه نوزاد جديد دوست بشه و دندان هاش رو تميز كنه
بخاطر همين خيلي خوشحال و شاد برگشت سرجاش.
مسواك كوچولو روزشماري مي كرد كه هرچه سريع تر ني ني دندان هاش در بياد كه بتونه سريع تر دوستانش رو ببينه
هر مسواكي در دنيا با دندان هاي يه نفر دوست كه هر روز حداقل ۱ بار همديگر رو مي بينند.
مسواك و دندان ها هميشه تو طول روز با هم صحبت مي كنند. مسواك ها به دندان ها از غذاهايي كه صاحبشان خورده مي گن و ازش ميخوان كه حسابي تميزشون كنه.
اما يك مسواك بود كه هيچ دوست دنداني اي نداشت.
يعني اصلا مال كسي نبود و هيچ كس ازش استفاده نمي كرد.
هميشه صبح ها و شب ها مي ديد كه مسواك هاي ديگه براي تميز كردن دوستان دنداني شون استفاده مي شدند.
اما اين مسواك هميشه تنها بود.
تا يه روز ديگه خسته شد و تصميم گرفت اونجا رو ترك كنه و دنبال يه صاحب جديد بگرده
اما وقتي خواست از جاش بيرون بياد
مسواك هاي ديگه ازش پرسيدن: كجا مي خواي بري مسواك كوچولو؟
مسواك كوچولو گفت: همه شما دوست هاي زيادي داريد، كه همشون دندان هاي تميزي هستند، شما هر روز آن ها را مي بينيد اما من دوستي ندارم و تنها هستم
مسواك هاي ديگر بهش گفتند: مسواك كوچولو، تو مسواك يه نوزاد هستي، نوزاد ها كه دندان ندارند، اگر كمي صبر كني و دنياي هاي نوزاد تو در بياد ميتوني هر روز بري اون ها رو ببيني و تميزشون كني
مسواك كوچولو تازه فهميد كه قراره به زودي با يه نوزاد جديد دوست بشه و دندان هاش رو تميز كنه
بخاطر همين خيلي خوشحال و شاد برگشت سرجاش.
مسواك كوچولو روزشماري مي كرد كه هرچه سريع تر ني ني دندان هاش در بياد كه بتونه سريع تر دوستانش رو ببينه

داستان هايي درباره حيوانات ۱ - من يك بچه گربهام